حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
716
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
چيز آذربايجان حتى تملق از فتح السلطان و حاجى سعيد الملك مير آخور و ميرزا سيد ابو القاسم خان تسليم شدهام ، تا چه رسد به ساعد الملك . و انصافا بعد از ورود وزير نظام ، قدر معقوليت ساعد الملك معلوم شده است . حكايتى دارد مولانا قيامت مىكند . اين هم مىگذرد سرپارين و پيرارين ؛ همه بطال و ما همان طبال . من هر وقت كه خلقم تنگ مىشود ، خودم را نزديكى موت تسليم مىكنم ؛ شماها سلامت و نيكبخت باشيد . خوبيش اين است كه عمر من و دولت ايران ، هر دو باهم به انتها رسيده . نورچشمى محمد على بعد از ورود كاغذى ننوشته است كه خط او را ببينم . خيلى خوب كرديد كه امر به تحصيل و سواد او كرديد . حرف پدر براى اولاد اهل ، اثر ديگرى دارد . ميرزاهاى آذربايجانى هيچ يك خط قابلى ندارند ، منحصر به قوام اسعد الله است و ميرزا عبد الله خان معين الملك كه سابق در نزد حكيم الملك بود و حالا در دستگاه حضرت شعاع السلطنه است . قوام اسعد الله كه فرصتى ندارد ، ولى معين الملك را مىنويسم كه از تحريرات خودش بدهد و خودم هم تشويق و تحريض مىكنم . جلال الدوله در خمسه و ظفر السلطنه در ارومى حبس محترمى هستند و هيچ يك خود را آلودهء حكومت نمىكنند . جلال الدوله كليتا واگذار به مشير الممالك كرده - حتى عارض را هم راه نمىدهد - ظفر السلطنه هم به ميرزا سيد حسن فريد الدوله ؛ همه روز مىشمارند و انتظار لطيفهء غيبى دارند . وزير همايون هم در تهران امرار وقت مىكند كه ببيند كارها چه مىشود . خبر معاينهء ذات اعليحضرت اقدس همايونى خلد الله سلطانه هم از سويس رسيد ، درد بيهوده است ، معلوم شد مرض از اصل فسخ بوده است . مريضهء بنده هم سه ماه است در حالت احتضار است . اوايل كه تمام تداركات به قدر دويست تومان ديده شد و به هدر رفت ، حالا هم كه تصور مرگ نيست . قاسم را حضرت فرمانفرما قول اظهار مرحمت فرمودهاند كه من از مراحمشان خجلم . اول بنا بود به سيرجان حكومت بدهد ، بعد به ملاحظهء مخاطرات آنجا گويا تبديل به جبال پاريز فرمودهاند . انجام كار او هم منوط به بخت است ؛ على الظاهر خوب پيش آمده است . مىفرمودند ، اين نقطه كه سردار مكرم با معز السلطنه عكس انداخته ، كجاست ؟ عرض كردم ، احتمال مىدهم كه عمارت جديد خود معز السلطنه باشد . كار ايران را غرض خراب كرد ، و الا بايد علاء الدوله و مظفر الملك و اعظم السلطنه و خوانين بختيارى ، جواب اولاد شيخ محمد على و اسد الله خان نكوئى را بگويند . حالا هم اعم از اينكه طالب بقاى در آنجا باشيد يا نباشيد ، بدست خود سادات و اهالى در دولت و تهران جواب بگوئيد . من هم شرحى به جناب شيخ و حاج آقا على اكبر نوشتم . شنبه 16 جمادى الاول 1324 قمرى هو فرزند مكرم انشاء الله تعالى به سلامت و شادكامى مقرون باشيد . روز پست است و مشغول تحريرات غير واجبم . نوشتجات شما دو پست است نرسيده است ؛ نگرانى